شعر // بشنوید از فتنه « 88 »
بشنوید از فتنه « 88 »
بشنوید از فتنه هشتاد و هشت فتنه مشتی دغل باز پلشت.
بشنوید از خدعه برخی خواص این ابوذرجامگان عمر و عاص.
این ولی نشناس مردان حقیر این سقیفه باوران بی غدیر.
طلحه اندیشان پیشانی زبیر عاجز از تشخیص راه شر و خیر.
بر جبین هاشان گل سجاده ها ذکرشان طغیان آقازاده ها.
این جماعت شب پرست حق ستیز این نفاق آلودگان بی تمیز.
ندبه هاشان ، بی امام و بی قنوت « این عمار ؟ » ولی شان را ، سکوت.
فرقه ای سبزینه رنگ دل سیاه این جماعت فتنه اندیش تباه.
ای سران فتنه حق ناشناس ! ای نمک پروردگان ناسپاس !
ای شما هم سفره با بدنام ها کاسه لیس فرقه شهرام ها.
از امام لاله ها (ره) ، آزرمتان نیست حتی از شهیدان شرمتان.
مردم ما از تبار خیبرند در رکاب ذوالفقار حیدرند.
مردم ما نهم دی ماهی اند قطعه پازل های یوم اللهی اند.
ننگ و نفرین باد بر نیرنگتان مرگ بر اندیشه ها و رنگتان.
تا بود سید علی ، پرچم به دست بر نبندد خصم ، طرفی جز شکست.
گر معاویه کند قصد مصاف بر نتابد ذوالفقار اندر غلاف.
ای علی جان ! ما علمدار توایم ما جواب « این عمار ؟ » توایم.
حکم کن تا عقده ها را واکنیم تا سران فتنه را رسوا کنیم.
حکم کن تا فتنه گر را در ستیز با سر ناخن کنیمش ریز ریز.
ننگمان بادا که کوتاهی کنیم مرگمان ، گر ترک همراهی کنیم.
سینه هامان کوچه های کوفه نیست در وفامان رد پای کوفه نیست.
بی ولایت ، زندگی جز ننگ نیست بی تولا ، شیعه را فرهنگ نیست.
طی شود سرما و بیچاره زغال روسیاهی می کشد ، وزر و وبال.
********
شاعر : سید مرتضی هاشمی شیخ شبانی
با نام و یاد خداوند متعال