سومین یادواره شهدای روحانی شهرستان بن و شهدای روستای شیخ شبان در عملیات کربلای پنج

آیین عزاداری سالروز شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت باب الحوائج امام موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام،

همراه با "سومین یادواره ۱۶ شهید روحانی شهرستان بن"

و "بزرگداشت یاد و خاطره شهدای روستای شیخ شبان در عملیات کربلای ۵"

* زمان: پنج شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ ش برابر با ۲۵ رجب ١٤٤٧ ق، ساعت ۹:۳۰ صبح

* مکان: حسینیه حضرت قمر بنی هاشم (ع) روستای شیخ شبان

اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، و سفره نذری (صرف ناهار)، و پس از آن، زیارت، غبارروبی و گلباران قبور مطهر شهدای شیخ شبان پایان بخش برنامه بود.

کلام رهبری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دام ظله العالی) رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی تلویزیونی (روز سه شنبه اول مهر ۱۴۰۴) خطاب به ملت ایران:
خواست آمریکا مذاکره نیست؛ تحمیل و زورگویی است.
(مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است) هیچ ملّت باشرفی انجام نمی دهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمی کند.

نمونه ای از اشعار چاووشی خوانی (چاوشی خوانی)

«چاووشی خوانی» یا «چاوشی خوانی» از آداب و رسوم و آیین های مذهبی در نقاط مختلف ایران اسلامی است که در مناسبت هایی مانند بدرقه یا استقبال از زائران و مسافران اماکن مذهبی و زیارتی (مکه، مدینه، عتبات عالیات و مشهد مقدس) استفاده می شود.
در هر شهر و دیاری، چاووشی خوانی با اشعار، سبک ها، آواها و نغمات گوناگون و متناسب با فرهنگ سنتی و مذهبی آن منطقه اجرا می شود.
در برخی نقاط ایران از جمله استان چهارمحال و بختیاری (و روستای شیخ شبان)، «چاووشی» را «چوشی» می گویند.

در زیر نمونه ای از اشعار چاووشی می آید:

اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق، جمیع حسنات
بفرست ز جان و دل به محمد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه ی زهرا صلوات
چهارم به حسن، منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل، دمادم صلوات
پنجم به حسین دین، قتیل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گل رخ صاحب الزمان، گو صلوات
***
بر احمد و بر جمال حیدر صلوات
بر فاطمه پاک و مطهر صلوات
بر مهرِ و جودِ یازده نور جلی
بر جمله شافعین محشر صلوات
***
اول به نبی، حضرت خاتم صلوات
دوم به علی، شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن، خون جگر غم صلوات
از بهر حسین، آن شه کرب و بلا
و آن تشنه‌ ی در مقتلِ ماتم صلوات
***
بارها گفت محمد که علي جان من است *
هم به جان علي و جان محمد صلوات
بر فاطمه آن دخت گرامی نبی
بر همسر باوفای مولا صلوات
بــه يـازده پـسران عـلی ابــوطالب *
به ماه عارض هر يک، جدا جدا صلوات
خواهی كه روز قيامت شوی از اهل نجات *
بگشا لب و بفرست به محمد صلوات
در كرب و بلا به شمر ملعون لعنت *
در طوس غريب‌الغربا را صلوات
ای دل به کجا روی که جنت، نجف است *
فريادرسِ هر دو سرا در نجف است
خواهي که مس قلب تو خالص گردد *
خود را برسان که کيميا در نجف است
اوّل بـه مدينه، مصطفی را صلـوات *
دوم به نجف، شير خدا را صلوات
در كربُ و بلا به شمر ملعون لعنت *
در طوس، غريب‌الغربا را صلوات
به شمر تا به قيامت به هر نفس لعنت *
به خون كشيده صحرای كربلا صلوات
به جملگی امامان و چهارده معصوم *
به طاق ابروی هر يک، جدا جدا صلوات
به جمع بي‌كفان جدا سر از پيكر *
به پاره پاره تن دشت نينوا صلوات
در كربُ و بلا به شمر ملعون لعنت *
در طوس، غريب‌الغربا را صلوات
هزار هزار بـه مأمون بي‌حيا لعنت *
به صاحب حرم و قبّة طلا صلوات
***
هر كه دارد هوس كرب‌ و بلا بسم‌الله *
هر كه دارد سر همراهی ما بسم‌الله
***
* ما سلام از روضه شير خدا آورده‌ايم
روي پر گرد و غبار از مرقد شاه نجف آورده‌ايم *
***
اغنيا مكّه روند و فقرا سوی تو آيند *
من به قربان تو گردم كه تو حجّ فقرايی
***

شعری زیبا در مورد توبه و بازگشت حُرّ بن یزید ریاحی در کربلا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ...
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

***

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الْصَّالحُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُجَاهِدُ الْنّاصحُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ وَفی بالسَّعادَهِ الرَّابِحَه،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ نَکَثَ بَیعَهَ یَزیدَ وَ فَدَی بِرُوحِهِ لِلْحُسَیْنِ الْشَّهِیدِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَطَلُ الْصِّنْدِیدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْفارِسُ الْشُّجَاعُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَطَلُ الْمَنَّاعُ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ تَرَکَ الْطُّغیاَنَ، وَ اَطَاعَ الْوَاحِدَ الْدیَّانَ، وَ دَخَلَ فِی طَاعهِ الْرَّحْمنِ،
وَ فَدی بِرُوحِهِ لِلْحُسَیْنِ الْشَّهیدِ الْغَرِیبِ الْعَطشانِ، وَ صالَ عَلَی الْعُدوانِ،
وَ هَوی صَریعاً عَلَی اْلتِّرْبانِ، وَ حَظی بِالْخُلدِ وَ الْجَنانِ، وَ رَحْمَهُ اللهِ و بَرَکاتُهُ.
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ فَدَی بِنَفْسِهِ لاِبْنِ اْلرَّسُولِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا مُجاهِداً دُونَ ابْنِ الْبَتُولِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ ثَبَتَ لِلْطَّعْنِ وَ ضَرْبِ الْسُّیُوفِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلی وَلَدِکَ الْمَقْتُولُ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ بَکاهُ الْحُسَینُ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ قَالَ:
مَا أَخْطَأَتْ اُمُّکَ إِذْ سَمَّتْکَ الْحُرَّ، فَاَنْتَ حُرٌّ فِی الْدُّنْیا وَ سَعِیدٌ فِی الاْخِرَهِ،
فَیالَیْتَنی کُنْتُ مَعَکَ فَأَفُوزُ مَعَکَ کَمَا فُزْتَ مَعَ الْحُسَینِ وَ اَصْحابِ الْحُسَینِ،
و السَّلامُ عَلَیْکَ یَاحُرَّ بْنَ یَزیدَ الْرِّیَاحِی وَ رَحْمَهُ الله وَ بَرَکَاتُهُ.
***

بر مشامم بوی غفران می‌رسد * وعده دیدار جانان می رسد
ای صبا رو در بر آقای من * حجت حق رهبر و مولای من
گو که بر درگاه تو حر آمده * با دلی از عشق حق پر آمده
آمدم تا عشق افروزی کنم * بر عزیزان تو دلسوزی کنم
آمدم ای سرور و سالار عشق * آمدم ای محرم اسرار عشق
آمدم ای گوهر بحر وجود * ای صلاتم را قیامی و قعود
آمدم ای گوشوار عرش حق * ریزه خوارت انبيای ماسبق
آمدم ای آفتاب (آسمان) معرفت * ای فروغ تابناک معدلت
آمدم تا لطف و احسانم کنی * در منای عشق قربان کنی
آمدم ای گوهر دریای عشق * باز کن بر روی من درهای عشق
آمدم تا بخشش و جودم کنی * بهره مند از لطف معبودم کنی
آمدم پرونده ام امضا کنی * شادمان اندر بر زهرا کنی
آمدم تا خادم اکبر شوم * آمدم قربانی اصغر شوم
آمدم با خجلت و شرمندگی * یا حسین! ای خضر آب زندگی
آمدم تا یاری زینب کنم * روز دشمن تیره تر از شب کنم
آمدم تا در منایت سر دهم * سر به راه اصغر و اکبر دهم
آمدم ای مقتدا و رهبرم * از وفا بگذار منت بر سرم
آمدم تا درد خود درمان کنم * جان خود در راه تو قربان کنم
آمدم ای میوه قلب بتول * توبه ام را از محبت کن قبول
در پناه خویشتن جایم بده * آبرو در پیش زهرایم بده
سیدی! یک عمر ممنون توام * هستی‌ام تا هست مدیون توام
سوی میدان گشت با فرمان شاه * گفت با خود این چنین در بین راه
وقت آن آمد که جان‌بازی کنم * پور زهرا را ز خود راضی کنم
با خدای خویشتن سودا کنم * جان خود را در رهش اهدا کنم
ناله دارد این دلم از نای تو * جان دهم در روز عاشورای تو
من دل کودکانت را شکستم * از تو و خواهرت شرمنده هستم
گفت: سر بالا کن ای مهمان من! * آمدی بنشین کنار خوان من
تو بدی کردی ولی بد نیستی * خوب دادی امتحان رد نیستی

***

گر دو صد جرم عظیم آورده ای * غم مخور رو بر کریم آورده ای
تو بدی کردی ولی بد نیستی * امتحان دادی ولی رد نیستی
ديد خود را در کنار نور و نار * با خدا و با هوي در گير و دار
گفت از چه زار و در وا مانده ای * کاروان راهي و درجا مانده اي
نيست اين در بسته راهت مي دهند * دو جهان با يک نگاهت مي دهند
غرقه خود را ديد و از بهر حيات * دست و پا زد سوي کشتي نجات
تائبم بگشا به رويم باب را * دوست مي دارد خدا توّاب را
اي سراپا آبرو خاکم به سر * پيش زهرا آبرويم را مبر
بعد از اين خشکيده بر لب خنده ام * بسکه از طفلان تو شرمنده ام
مهربان آلوده ام پاکم نما * زير پاي زينبت خاکت نما
ديد حر از پای تا سر حُر شده * سنگ جسته گوهر خود، دُر شده
رو به سويش کرد شاه عالمين * گفت با حر اينچنين مولا حسين
با سپاهت راه سد کردي به من * نيستي بد گر چه بد کردي به من
تو نبودي قلب پر غم داشتم * در سپاهم حُر! تو را کم داشتم
ما پي امداد تو بر خواستيم * گر تو پيوستي به ما ، ما خواستيم
عذر کمتر جو که در اين بارگاه * عفو مي گردد به دنبال گناه
توبه را ما ياد آدم داده ايم * ما برائت را به مريم داده ايم
مُرده را ما خود مسيحا مي کنيم * درد را عين مداوا مي کنيم
نيستي در بين ما ديگر غريب * دوست مي دارم تو را مثل حبيب
سربلندي خصم دون پستت گرفت * خاک پاي مادرم دستت گرفت
گر چه صد جرم عظيم آورده اي * غم مخور رو بر كريم آورده اي
آب از سر چشمه ي تو گل نبود * سركشي از نفس بود از دل نبود
تو بدي كردي ولي بد نيستي * خوب دادي امتحان رد نيستی
گفت مس رفتم طلا بر گشته ام * نه طلا بل کيميا برگشته ام
از درش اکسير اعظم رفتم * يک نگه کرد و دو عالم يافتم
از ميان خيمه هاي بوتراب * يک صدا مي آيد آنهم آب آب
من نه باکم از هزاران لشکر است * ترس من از اشک چشم اصغر است
دست و خاک و تیغتان باید به سر * آب، مَهر مادر و تشنه، پسر؟
چشمه‌هاتان، اشک گشته بر حسین * نخل‌هاتان شد سِنان‌ها با سُنین
ای همه حقّ نمک نشناخته! * دین عَلَم کرده، به قرآن تاخته!
ای فریب از پای تا سر، چون سراب! * از چه بر آب‌آفرین بستید آب؟
باغبان و باغ در بی‌آبی‌اند * وز عطش، خورشیدها، مه‌تابی‌اند
آن که زو دارد حیات، آب حیات * داغ لب‌هایش به دل دارد، فرات
گر نه قرآن است، با قرآن که هست * گر نه دل‌بند علی، مهمان که هست
دید مست جام غفلت، سربه‌سر * غافلانند و سراپا کور و کر
راهیِ بی‌راهه، دید آن گم‌رهان * تاخت چون شیر ژیان بر روبهان
لاجَرَم، جام شهادت، نوش کرد * جسم خود از زخم‌ها، گل‌پوش کرد
دید چون تاجی به سر، پای امام * یافت شعر عمر او، حُسن ختام
تا سر بشْکسته‌اش در بر گرفت * حر، سرافرازیّ خود از سر گرفت.

***
(از سراینده بخش اول شعر اطلاعی ندارم، اما بخش دوم شعر، سروده حاج علی انسانی است.)

شعر مصائب شهر شام

میهمانان شام غم
شامیان! این همه تحقیر به مهمان نکنید
روز خود را ز ستم شام غریبان نکنید
میهمانند شما را حرم آل الله
آتش و سنگ، نثار ره مهمان نکنید
حرمت عترت و قرآن نشنیدید مگر؟
دشمنی این همه با عترت و قرآن نکنید
کاروانی همه داغ جگر از راه رسید
شام را این همه آذین و چراغان نکنید
این عزیزان خدا آینه ایثارند
شادی محنتشان آینه بندان نکنید
بی قرار و دمی از گریه ندارند قرار
خنده بر گریه این جمع پریشان نکنید
دم دروازه ساعات چرا جمع شدید؟
جمعتان باد پریشان، ستم این سان نکنید
آه، ناموس خداوند تماشایی نیست
هتک حرمت ز سراپرده یزدان نکنید
این اسیران شمایند، امیران شما
بر امیران خود این کینه و طغیان نکنید
عترت احمد و ویرانه نشینی عجبا!
پایه مردمی و عاطفه ویران نکنید
یوسف فاطمه را جای به زندان ندهید
این قدر فاطمه را اشک به دامان نکنید
(سید رضا موید ـ کتاب گلهای اشک)

شعر صائب شهر شام : میهمانان شهر غم
****
شامیان! خنده به زخم جگر ما نزنید
ساز با نالۀ ذرّیۀ زهرا نزنید
سر مردان خدا را به سر نیزه زدید
مرد باشید دگر سنگ به زن ها نزنید
به زنان بر سر بازار اگر سنگ زدید
دختران را به کنار سر بابا نزنید
علی و فاطمه در جمع شما اِستادند
پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید
به اسیری که بود در غل و زنجیر زدید
به یتیمی که دویده است به صحرا نزنید
رقص شادی جلوی محمل زینب نکنید
پای سرهای بریده به زمین پا نزنید
بگذارید برای شهدا گریه کنیم
خنده بر داغ دل سوختۀ ما نزنید
کشتن فاطمه بین در و دیوار بس است
تازیانه به تن زینب کبری نزنید
به تماشای سر پاک حسین آمده اید
این قدر دست به هنگام تماشا نزنید
سخن «میثم» دل سوخته را گوش کنید
دوستان! غیر در خانۀ مولا نزنید.
غلامرضا سازگار (میثم)

***

شامیان! دف نزنید، پیش ما صف نزنید
دور رأس شهدا این قَدَر کف نزنید
روز ما را دگر از زخم زبان، شب نکنید
خنده بر اشک من و گریه ی زینب نکنید
آه از کرب و بلا، وای از شام بلا
عوض ذکر سلام، ندهیدم دشنام
کس به مهمان نزند سنگ کین از لب بام
نسب و نام و مقامم همگی می دانید
به چه تقصیر و گنه خارجیم می خوانید؟
آه از کرب و بلا، وای از شام بلا
من نبی را ثمرم، من علی را پسرم
خار و خاشاک ز بام، کس نریزد به سرم
این قدر دخت علی را به کنارم نزنید
تازیانه به تن خواهر زارم نزنید
آه از کرب و بلا، وای از شام بلا
کربلا داغ پدر، عطش و اشک بصر
شام غم زخم زبان، آتشم زد به جگر
عمه ام با بدن خسته دعایم می کرد
سر بابا سر نی، گریه برایم می کرد
آه از کرب و بلا، وای از شام بلا
منم و سلسله ام، میر این قافله ام
پیش رو رأس حسین، همه سو هلهله ام
زخم تن، زخم زبان، قسمت و تقدیر من است
مونس و همدم من، حلقه زنجیر من است
آه از کرب و بلا، وای از شام بلا
***

الشام  الشام  الشام

در نــام رقیــه، فــاطمه پنهـان است
از این دو یکی جان و یکی جانان است
در روی کبــود ایـن دو پیـداست خدا
آیینـه، بـزرگ و کوچکش یکسان است
***
عمه! ببین، تـاج سرم آمده ... چشم تو روشن، پدرم آمده
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
ای به فدای لب خشکیده‌ات ... خون دلت ریخته از دیده‌ات
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
بیا که تا شانه به مویت زنم ... بوسه به رگ‌های گلویت زنم
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
بی ‌تو مرا کعب و سنان می‌زدند ... بـر جگـرم زخـم زبــان می‌زدند
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
ای مـه روی تو چراغ شبم ... جای لبت مانده به روی لبم
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
لاله لیلا علی‌اکبر کجاست؟ ... بـرادرم علی‌اصغر کجاست؟
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
آن که زدی بوسه به رویم کجاست؟ ... حضـرت عبـاس؛ عمـویم کجاست؟
مسافر شهر شام! ... پدر! علیک السلام
****

آیین بزرگداشت سالگرد عملیات کربلای ۵ در روستای شیخ شبان

🌷🌺🌷🌺

آیین بزرگداشت سالگرد عملیات کربلای پنج

آیین بزرگداشت سالگرد عملیات کربلای ۵

با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای والامقام روستای شیخ شبان در اين عمليات، و تجلیل از رزمندگان گردان یا زهرا (س)

تیپ قمر بنی هاشم (ع) استان چهارمحال و بختیاری

با حضور خانواده معظم شهداء، رزمندگان و مردم شهیدپرور روستای شیخ شبان

برگزار می شود.
🌷🌺🌷🌺

زمان: چهارشنبه ۲۱ دی ١۴٠١ بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان: مسجد جامع شیخ شبان

🌷🌺🌷🌺

مثنوی و نوحه های فاطمیه

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فاطِمَةُ الزَّهراءِ يَا بِنتَ مُحَمَّدٍ يا قُرَّةَ عَينِ الرَّسوُلِ يا سَيِدَتَنا وَ مَولاتَنا...

يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً ...

بیا ساقی از گریه آبم بده ....... عزادارم اما شرابم بده
بیا جان من را پر از باده کن ....... مرا بهر مرگ خود آماده کن
می سرخ نه زان که نیلی است ده ....... شرابی که همرنگ سیلی است ده
بده تا بدانم که زهرا چه دید؟ ....... ز صیاد آهوی صحرا چه دید؟
پس ای دل جز از عشق زهرا مگو ....... غم رود را جز به دریا مگو
چه دریاست زهرا که موجش علی است ....... به هر دم حسینی در آن منجلی است
چه دریاست کز دل گهر سفته است ....... به هر لجه اش زینبی خفته است
نهایت نباشد چنین دشت را ....... ببند ای جنون راه برگشت را
الا ای دل تنگ پر درد من! ....... علی مسلک ای مرغ شبگرد من
الا ای دل کوچه درد آمده ....... وی از رنج زهرا به درد آمده
ندیدی محمد سفر ساز کرد؟ ....... به زهرا در غصه را باز کرد
ندیدی که زهرا به ماتم نشست؟ ....... غمش قامت آسمان را شکست؟
ندیدی که در بیت الاحزان غریب ....... کسی ناله دارد که امن یجیب
نداند خبر چرخ بی واهمه ....... که جو آسیا می کند فاطمه
ندیدی که آتش بر افشانده شد ....... در خانه عشق سوزانده شد
علی بود و پیک اجل در رسید ....... تو گویی که دنیا به آخر رسید
شب از سوگ خورشید خاموش بود ....... علی پای تا سر سیه پوش بود
علی بود و شامی که پایان نداشت ....... علی بود و دردی که درمان نداشت
علی بود و صد کوچه بی یاوری ....... دو طفلان زهرا و بی مادری
شبی همچو شب های بیت الحزن ....... شب دفن زهرا و غسل و کفن
حسن خلعت ناب آورده بود ....... حسین از منا آب آورده بود
حسین از منا آب؟ این راز چیست؟ ....... بگویید این باب اعجاز کیست؟
حسین آن که لب تشنه جان می دهد ....... ولی در ره عشق جان می دهد
پس او عین آب است صاف و زلال ....... که جز او سراب است یعنی زوال
منا چیست؟ از مکه بیرون زدن ....... به دشت بلا غوطه در خون زدن
همان ذبح اعظم شدن از قفا ....... فراز نی آوای قَالُوا بَلَیٰ
بدین‌گونه آب است و شرمندگی ....... حسین و دگر تا ابد زندگی
چو زهرا نبود این همه هیچ بود ....... ره کربلا پیچ در پیچ بود
شب غسل زهرا شب غسل نور ....... شب غسل انسانی از جنس حور
تنی سیم گون، پیکری چون ملک ....... تنی رشک گلهای باغ فدک
سبک روح هم پایه باد و برگ ....... به سنگی سیه رفته در خواب مرگ
بر آن گل به گل اشک زینب چکید ....... هزار اختر از دیده شب چکید
بِشُستش علی با دلی پر ز رشک ....... به کافور نه، غسل دادش به اشک
نهادش در آغوش سرد کفن ....... برون کرد جان مرا از بدن
گره زد رسن چون کمند دلم ....... تو گویی گره زد به بند دلم
دو طفلان دل خسته از سرنوشت ....... فتادند بر سرو باغ بهشت
فتادند و شیون از آنان بلند ....... چنان چون که افتد بر آتش سپند
دمی ناخن غیب اعجاز کرد ....... به ناگاه بند کفن باز کرد
پس آن مهر بی پرده و بی بدل ....... گرفت آن دو معصوم را در بغل
دو نشکفته پرپر در آغوش عشق ....... دو پروانه بر شمع خاموش عشق
نه خاموش، روشن تر از شمع طور ....... ز إِنِّي أَنَا اللَّه لبریز نور
غریب است مولا در آن سوز و ساز ....... سوی ماه خود برده باشد نماز
که میت نبود و همه روح بود ....... تنش گر چه زان فتنه مجروح بود
همان فتنه چون شب آراسته ....... همان نور خورشید را کاسته
همانی که بعد از فدک نطفه بست ....... همانی که پهلوی زهرا شکست
دریغا که شب سخت نومید بود ....... دگر وقت تشییع خورشید بود
علی بانگ زد اهل لاهوت را ....... که بر دوش گیرید تابوت را
وصیت چنین بود کز خفتگان ....... نیاید کسی با دل آشفتگان
مبادا که چشمان زهرا دمی ....... بیافتد به چشمان نامحرمی
همه عمر او پر ز آزار بود ....... که چشمش هم از خلق بیزار بود
شب پیکر ماه بر دوش ها ....... روان از پی آن، سیه پوش ها
همان اندک از دو عالم فزون ....... که از آه شان ماه شد واژگون
به دنبال تابوت نالید دل ....... وزان درد بر خویش لرزید دل
که شام نفس گیر دفن است این ....... و یا کوچه های مدینه است این
پس از فاطمه غربت افزون‌تر است ....... دل حیدر از دیده پر خون تر است
علی شکوه از داغ او چون کند؟ ....... دل خلق بی درد را خون کند
تو گفتی که امشب شبی دیگر است ....... مرا نیز تاب و تبی دیگر است
تو گفتی کس از دردم آگاه نیست ....... به سودای با ناله یک آه نیست
تو گفتی به حقم جفا کرده اند ....... مرا از عزیزم جدا کرده اند
خبر کردی ام تا در آن ماسواک ....... مرا نیز با او سپردی به خاک
نخواهم دگر نوش بی نیش را ....... که گم کرده ام بعد از این خویش را
علی جان! تو دانای دردی مرا ....... بگو در کجا دفن کردی مرا؟
به هر جا که باشد در آن نیستم ....... چو زهرا در آنجاست من کیستم؟
دلا! هر حبابی ز دریای تو ....... ضریحی است بر قبر زهرای تو
من از خانه برگشتم و او نبود ....... همه خاک را گشتم و او نبود
به هر جا دلی بود در زخم و نمک ....... همان قبر زهراست بی هیچ شک
به هر جا گلی روی خاکی نشست ....... بدان، گوشه چادر فاطمه است
***
بیا ای مه گریه کن امشب ....... تو با من بر پیکر زهرا
بیا با من نوحه خوان امشب ....... بزن سینه در غم زهرا
عزیز من در جوانی رفت ....... ز دست من ناگهانی رفت ....... به رخساری ارغوانی رفت
بیا خون از دیده کن جاری ....... کنار این بستر زهرا
شب و روزش گریه زاری بود ....... قرارش در بی قراری بود ....... سرورش در سوگواری بود
ز داغ جان سوز بابایش ....... بریزد چشم تر زهرا
به خاک تیره گلی خوابید ....... که پیغمبر مادرش نامید ....... اجل یک باره گلم را چید
ندیدی دشمن چه آورده ....... ز ضرب در بر سر زهرا
ندیدی از کف چه دادم من ....... که سوزان گردیده بنیادم ....... ندیده دیگر کسی شادم
عدو کرده خسته و حیران ....... و افسرده همسر زهرا
خودم در خاکش نهان کردم ....... کفن زهرای جوان کردم ....... نگه سوی آسمان کردم
به خود لرزیدم چو نیلی ....... دیدم آن روی انور زهرا
خزان گشته نوبهار من ....... گره افتاده به کار من ....... ز دستم رفته نگار من
زند آتش بر دل و جانم ....... غریبی دختر زهرا
صبوری دست از دلم بردار ....... مده بیش از این مرا آزار ....... که من در بین در و دیوار
خودم دیدم نقش خون بسته ....... به هر جا از پیکر زهرا
****
امشب عزیزان علی مادر ندارند ....... آسایشی اولاد پیغمبر ندارند
انسیه ی حورا به زیر خاک خفته ....... جز خاک قبر فاطمه بستر ندارند
امشب همه کون و مکان را غم گرفته ....... ارض و سما را هاله ی ماتم گرفته
زین غم دل پیغمبر خاتم گرفته ....... آرامشی سکان بحر و بر ندارند
فقدان زهرا عالمین را تار کرده ....... آفاق و موجودات را خونبار کرده
مولای دین را بی کس و بی یار کرده ....... آل علی جز دیدگان تر ندارند
وجه خدا در خاک ره مستور مانده ....... دیگر مدینه بی فروغ و نور مانده
عالم به زیر ابر غم محصور مانده ....... احباب زهرا یار غم پرور ندارند
امشب چراغ بیت مولا مانده خاموش ....... حجره ز تسبیحات زهرا مانده خاموش
سوز و گداز نیمه شبها مانده خاموش ....... دیگر یتیمان دیده بر بستر ندارند
امشب یتیمان علی با قلب خسته ....... محزون کنار حجره ی مادر نشسته
زانوی غم بگرفته در بر دل شکسته ....... جز قلب کوچک عود بر مجمر ندارند
اشک عزا از دیدگان افلاک ریزند ....... عترت ز غم بر سینه و سر خاک ریزند
خون جگر بر چهره ی غمناک ریزند ....... پروانه های عشق بال و پر ندارند
آلاله ی هستی خزان شد در بهاران ....... خاموش شد نور دل شب زنده داران
خون از فلک می بارد امشب جای باران ....... آل علی آرام جان در بر ندارند
حوران از این غم گیسوان خویش کندند ....... تا بهر زهرا محمل ماتم ببندند
پیغمبران عمامه ها از سر فکندند ....... افلاکیان این ماجرا باور ندارند
امشب بود صاحب زمان مهدی عزادار ....... از غصه فرزندان زهرا دیده خونبار
معلمی با ذاکران خونین دل و زار ....... جز اشک ماتم هدیه ی دیگر ندارند
****

خیمه‌های اشک را برپا کنید ...

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


مه، بارقه‌ای است در شبستان حسین
شب، حادثه‌ای ز درد پنهان حسین
هر صبح ز دامن افق خون آلود
خورشید برآید از گریبان حسین



خیمه‌های اشک را برپا کنید
یادی از مظلوم عاشورا کنید
لحظه‌ای در کربلا منزل کنید
همرهی با کاروان دل کنید
دیده باید ز اشک غم دریا شود
رخت تیره بر تن دل‌ها کنید
آسمان‌ها در عزای او همه
غرق گریه بر حسین فاطمه
عرشیان و خاکیان در شور و شین
در عزای زاده زهرا، حسین
حوریان سر در گریبان در جنان
سر به زانوی عزا پیغمبران
جان انسان‌ها فدایت یا حسین!
حق کند گریه برایت یا حسین!
زنده دین را از قیامت کرده‌ای
دز جهان برپا قیامت کرده‌ای
می دهد گل‌های ماتم باغ تو
کهنه کی گردد به عالم داغ تو؟‌
می‌شود هر دم عزایت تازه‌تر
دم به دم نام تو پر آوازه‌تر
میوه دل، قره العین بتول!‌
ای رسول از تو و تو هم از رسول!‌
ای شده سرمست از جام علی
عشقبازی کرده با نام علی
آن چنان بودی تو مست آن سبو
که سه فرزندت نهادی نام او
بر تن تو آسمان خون گریه کرد
در غمت دریا و هامون گریه کرد
تربتت آکنده از عطر خداست
بر تمام درد‌های ما دواست
یا حسین! دل‌ها همه دیوانه ات
شمع تو و جان‌ها همه پروانه ات
یا حسین!‌ ای مخزن اسرار حق
یا حسین!‌ ای معدن انوار حق‌
ای نشان خون تو در هر شفق
سرخی مغرب ز خون تو ورق
*****

شهید، حقیقتی شگفت آور ...

حج امسال حج دیگر بود ...

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ  

«وَ مَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ
فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَ كَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
»
(سوره مبارکه نساء/ آیه 100)

حج امسال حج دیگر بود                  حج ایثار، حج اکبر بود 

حج ایمان، حج غیب و شهود                  حج آلاله های خون آلود

مهبط وحی لاله باران بود                  شاهد قتل عام یاران بود

ناودان جای آب، خون بارید                  کعبه را تا رکاب خون بارید

بیت در موج خون شناور شد                  شمع پروانه های پرپر شد

اشک از سنگ سخت جاری گشت                  خون سبز درخت جاری گشت

حاجیان نقش بر زمین بودند                  راهی حج راستین بودند

می سرودند عاشقان لبیک                  مسلخ عشق را ز جان لبیک

کعبه را قدر و احترام شکست                  حرمت مسجدالحرام شکست

در طوافی که حاجیان کردند                  از سر شوق، ترک جان کردند

ابر، باران مرگ می بارید                  مرگ مثل تگرگ می بارید

مکر آل سعود را دیدند                  فتنه های یهود را دیدند

کوه مروه، صفا به خون تر بود                  شاهد سعی سرخ هاجر بود

حاکمان حجاز ترسیدند                  از پیام نماز ترسیدند

باز اصحاب فیل شوریدند                  بر مقام خلیل شوریدند

شب دلان از هلال می ترسند                  از صلای بلال می ترسند

بار دیگر یزید سر بر کرد                  کعبه را کربلای دیگر کرد

با دم تیغ، هادم الحرمین                  ریخت در کوی کعبه، خون حسین

آسمان حجاز شاهد بود                   قبله گاه نماز شاهد بود

سرزمین حرام شاهد بود                    رکن و بیت و مقام شاهد بود

زخم بر بال جبرئیل زدند                  نیزه بر سینه خلیل زدند

زائران زخم بر حرم نزدند                  جانشان گرچه سوخت، دم نزدند

مرگ را کام تشنه نوشیدند                  تشنه بودند، دشنه نوشیدند

گشت در آن هجوم شرم آور                  غنچه های محمدی پرپر

شعله های امید را کشتند                  مادران شهید را کشتند

بعد از این در طواف سر بگذار                  مثل پروانه بال و پر بگذار

دیگر احرامی سپید مپوش                  به جز از جامه شهید مپوش

باید اندر منای عرفانی                  خویشتن را کنیم قربانی

کعبه را سرخ پوش باید کرد                  مثل دریا خروش باید کرد

بین ما و سعود، خون افتاد                  علم صلح، سرنگون افتاد

تیغ اسلام در نیام چرا ؟!                  کفر در وادی السّلام چرا ؟!

قدس، جولانگه یهود شده است                  بیت، بتخانه سعود شده است

باز باید شکست بت ها را                 هبل و لات و ودّ و عزّی را

قبله جان ماست این خانه                  خانه کبریاست این خانه

بیت در اضطراب و بی تابی است                   در کف کافران وهابی است.

تیغ را خارج از نیام کنید                  مثل روح خدا قیام کنید

با تبار سعود می جنگیم                  تا زوال یهود می جنگیم

پیر بر فتح بیت فتوا داد                  خیز اکنون، هر چه بادا باد.

امسال 64 هزار زائر ایرانی برای انجام مناسک حج تمتع راهی سرزمین وحی شدند که 405 نفر آنها از استان چهارمحال و بختیاری بودند.  

در پی فاجعه دلخراش و مرگبار صبح روز پنج شنبه 2 مهرماه 1394 مصادف با عید سعید قربان، بر اثر ازدحام جمعیت در مناسک رمی جمرات در صحرای منا، به دلیل بی کفایتی دولت آل سعود، متأسفانه بیش از 4 هزار و 700 نفر از حجاج، کشته و زخمی شدند.   

آمار نهایی جان باختگان ایرانی در این فاجعه مصیبت بار نیز 464 نفر اعلام شد که 18 نفر از حجاج استان چهارمحال و بختیاری نیز در این حادثه تلخ جان خود را از دست دادند.  

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی این فاجعه اندوهبار و ناگوار با صدور پیامی ضمن ابراز همدردی با مصیبت دیدگان و تسلیت به بازماندگان آنان تأکید کردند: دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه تلخ پذیرفته و به لوازم و قاعده حق و انصاف عمل کند، ضمن اینکه مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته ای که عامل این فاجعه بوده است نیز نباید از نظر دور بماند.  

ایشان همچنین در کشور سه روز عزای عمومی اعلام کردند.  

در پی سقوط یک دستگاه جرثقیل به دلیل باد و طوفان شدید در محوطۀ مسجدالحرام، در ساعت ۱۷:۱۰ (به وقت مکه مکرمه) روز جمعه ۲۰ شهریورماه ۱۳۹۴ و 27 ذی القعده 1436 (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۵) هم ۱۰۷ نفر کشته و ۲۳۸ نفر مجروح شدند که 11 نفر از جان باختگان و 32 نفر از مجروحین این حادثه نیز از زائران ایرانی بودند.

 *****

پیام مقام معظم رهبری به سومین یادواره شهدای روستای شیخ شبان

بِسمِ ربِّ الشُهداءِ و الصِّدیقِین

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ الحَوائِجِ، یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ اَیُّهَا الْكاظِمُ ...

در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون          یاد شلمچه، یاد فکه، یاد مجنون

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)، خطاب به سومین یادواره شهدای روستای شیخ شبان، پیامی صادر فرمودند.

متن این پیام که توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری قرائت شد، به شرح زیر می باشد:

« بسم الله الرحمن الرحیم

به ارواح طیبه شهدای عزیز روستای شیخ شبان درود می فرستم و به خانواده هایشان عرض سلام می کنم و امیدوارم ان شاء الله برکات الهی و توجهات اهل بیت (علیهم السلام) که شنیده ام اکثر آنها از سادات محترم هستند، شامل آنها بشود. ان شاء الله

سید علی خامنه ای 23 اردیبهشت 1394 »

******

سومین یادواره شهدای والامقام روستای شیخ شبان با عنوان « لاله های فاطمی » همزمان با سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) برگزار شد.

سخنران: حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی؛ رئیس دفتر مقام معظم رهبری

راوی: حاج حسین یکتا

مداح: حاج مهدی سلحشور

زمان: پنج شنبه 24 اردیبهشت ماه 1394 ساعت 15

مکان: سالن ورزشی کوثر روستای شیخ شبان

*****

دعا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

« يا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ يا مُعِزَّ كُلِّ ذَليلٍ

قَدْ وَ حَقِّكَ بَلَغَ مَجْهُودى

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ فَرِّجْ عَنّى »

 

یادش بخیر // تصاویر حضور در مکه مکرمه ...

« لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْک … » 

******

* تصاویر احرام در مسجد الحرام: 

( صبح روز چهارشنبه 20 فروردین ماه 1393 هجری شمسی مصادف با 9 جمادی الثانی 1435 هجری قمری ) 

 

 

***** 

تصاویر حضور در هتل اخیار الصفوه مکه مکرمه: 

 

******

حضور در مسجد الحرام ...

بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 

« لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْک … »  

پروردگارم! ای خدای بسیار مهربانم! خیلی خیلی خیلی دوستت دارم، آخر تو به من آموختی عشق را، اگر  اکنونم به عشق آمیخته است. 

تو بودی که مرا طلبیدی و دعوتم کردی به میهمانی خودت در جوار خانه باعظمتت و زیارت پیامبر گرامی ات و عزیزان و یارانش، تو بودی که دعوتم کردی به سرزمین مبارک وحی.

خدایا! تا قیامت شکرگزارت هستم که من را قابل دانستی که به آن مکان های پاک و مقدس راه یابم.

من کجا و آن جا کجا؟ فکر نمی کردم که دعوت می شوم، باورم نمی شد که می روم.   

الهی! چگونه ستایش کنم تو را و چگونه سپاست گویم که بسیار ناتوان تر از آنم و چگونه شرح دهم این نعمت بی مثال را که چه زود گذشت بودنم در آن دیار نورانی و پاک؟  

پروردگار عزیزم! چه شد که مرا قابل دانستی و دعوتم کردی تا به زيارت کعبه و حجر الاسود و حرم اشرف بندگانت و رسول گرامیت حضرت محمد مصطفي (ص)، حضرت زهرای اطهر، ائمه هدی و اصحاب و یاران بزرگوار مدفون در بقيع (سلام الله علیهم اجمعين) نايل گردم؟

باور اين موضوع حتي زمانی که در مسجد النبي (ص) نشسته بودم و زائران را از اقصی نقاط جهان نگاه می کردم، برايم دشوار بود.

خدای مهربانم! تو را حمد بسیار که مرا به حریم برگزیدگانت فرا خواندی و در جوار پاکان بقیع پذیرایم بودی.

چقدر زیبا بود اولین لحظه ای که به خاک مدینه منوره گام نهادم و چه قدر لذت بخش و شیرین بود، لحظه ای که وارد روضه مطهر نبوی (ص) شدم.

چقدر زیبا و آرامبخش بود اشک هایی که در کنار کعبه، مقام ابراهیم (ع) و ملتزم، و مسجد النبی (ص)، روضه مطهر و قبرستان مظلوم بقیع از چشمان جاری می شد.

چقدر جذاب و شیرین بود نماز خواندن، دعا کردن، قرآن خواندن و گریه کردن در آن مکان های پاک و روحانی. 

پروردگار عزیز و مهربانم!

من تو را بسیار سپاسگزارم که مرا قابل دانستی تا میهمان تو باشم و مرا قابل دانستی تا پاسخگوی ندای حضرت ابراهیم خلیل (ع) و رسول امین (ص) گردم.

یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ!

تو را هزاران مرتبه شکر گزارم که توفیقم دادی در حریم حرمت محرم شوم، لبیک بگویم و بر گرد خانه ات طواف کنم، هاجر وار سعی صفا و مروه نمایم و در سرزمین وحی و دیار پاکان، و مهد اسلام و ورضه رضوان، روزهایی را به یاد و نام تو سپری کنم.

الهی! بر این نعمت بزرگ بسیار تو را سپاسگزارم که در فضای معنوی مسجد الحرام و مسجد النبی و بقیع نورانی تنفس کردم و گام به جای گام اولیائت نهادم و بوسه بر حجرالاسود زدم و کنار مقام حضرت ابراهیم (ع) نماز خواندم و آداب عمره را به جای آوردم.

ای معبود بی همتا! چه قدر سخت بود طواف وداع و آخرین دیدار کعبه. 

یَا رَحمانُ یَا رَحیمُ! يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ! یَا حنّانُ یَا مَنّانُ! یَا قَوِیُّ یَا قَائِمُ!

حمد و سپاس فقط شایسته توست که یکتا و بی همتایی.

خدای بزرگ من! پروردگار مهربانم!

حال که در حریم خانه خود میهمانم نمودی، کمکم کن تا چشمانم که به کعبه و خانه تو افتاده، دیگر به گناه گشوده و باز نشود.

دستانم که استلام حجرالاسود را کرد و به سوی تو بلند شده، دیگر حرام را لمس نکند و همواره دستگیر ضعیفان و مظلومان باشد.

پاهایم را که طواف خانه تو کرد، دیگر گرد گناه نگردد.

زبانم را که دعوت تو را لبیک گفت، دیگر به ناحق پاسخ نگوید و به نا سزا و دروغ و تهمت و غیبت و ناروا باز نشود.

بدنم که لباس سفید احرام پوشید، دیگر لباس تفاخر و تکبر را کنار بگذارد. 

يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ!

کلامت قرآن را راهنما و نور زندگی خود و والدین و خانواده و فرزندان و عزیزانم قرار بده.

توفیقم ده که گرد و غبار نسیان و فراموشی و غفلت را بر این خاطرات نورانی و زیبای سرزمین وحی نیفشانم.

یاری ام کن تا عهد بندگی را هرگز از یاد نبرم.

ای مهربانترینم و ای معبودم!

به حرمت حضرت ابراهیم خلیل (ع) و حضرت اسماعیل (ع) و حضرت محمد مصطفی (ص)، یاورم باش تا باورم را از دست ندهم و نصیرم باش تا اسیر دنیا نشوم و روزی ام ده تا باز هم به زیارت خانه ات بیایم.

« آمِیْنَ یَا رَبَّ الْعالَمینَ » 

چهل روز دگر تا به « محرم » مانده ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ
اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ،
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

صدها نفر از رقص جنون جا مانده.
ارباب در اين قافله تنها مانده.
دل ها شده پر درد، مگر علت چيست؟
چهل روز دگر تا به « محرم » مانده ...

----------

از داغ حسین (ع) اشک نم نم داریم.
در خانه سینه تا ابد، غـم داریم.
پیراهن و شال مشکی آماده کنیـد،
چهل روز دگر تا به « محرم » داریم ...

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیّدِی وَ عَلى اُختِکَ زَينَبِ الكُبرى وَ عَلى اَخِيکَ اَبِی الْفَضْلِ الْعَبّاسِ
وَ عَلى اَوْلادِک وَ اَصْحابِک، وَ جَميعِ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحينَ وَ الصِّدّيقينَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه ...

دَخِیلِکَ يا اَباعَبدِاللّهِ، دَخِیلِکَ يا حُسَينَ بنَ عَلِيٍّ، دَخِیلِکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ...
اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا و اِشفَع لَنا عِندَاللّه.

دَخِیلِکَ یا اَبَالْفَضْلِ الْعَبّاسِ، دَخِیلِکَ یا قَمَرِ بَنِی هاشِم، دَخِیلِکَ یَا اَبَالغَوثِ، دَخِیلِکَ یَا بَابَ الحَوائِجِ،
دَخِیلِکَ یَا اَبُوفَاضِل، دَخِیلِکَ يَا ساقِيَ عَطاشِي كَرْبَلا، دَخِیلِکَ یَا کاشِفَ الکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ عَلَيْه أَلسَّلامُ ... اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا.

دَخِیلِکَ یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ اَیُّهَا القائِمُ المُنتَظَرُ المَهدِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ
یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَنا وَ مَولانا ... اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا اَدرِکْنَا.


*****
اللهّمّ یا ربّ الحسین بحقّ الحسین إشف صدر الحسین بظهور الحجّة ... 

حضرت امامزاده حارث بن علی (ع) مشهور به ابراهیم، در روستای جمالو

باسمه تعالی

 مرقد مطهر « حضرت امامزاده حارث بن علي (ع) »، مشهور به ابراهیم (ع)

در روستای جمالو، از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری

مرقد مطهر حضرت امامزاده حارث بن علي (ع)، مشهور به ابراهیم (ع) در روستای جمالو، از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری ( در ضلع شمالی روستای شیخ شبان و حرم مطهر حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) ) قرار دارد. 

مرقد مطهر این امامزاده (ع)، در سال 1389، به مجل جدید روستای جمالو، منتقل شد.

حدود 45 سال قبل و در پي آبگيري سد زاينده رود، تمامی روستاي جمالو و منجمله ساختمان بقعه متبرکه امامزاده حارث ابن علي (ع)، زير آب رفت که در سال 1389، و به سبب خشکسالي هاي اخير و کاهش سطح آب سد زاینده رود، بقعه متبرکه این امامزاده واجب التکریم (ع)، مجدداً از آب بيرون آمده و نمایان شد، و بر اساس بقاياي ساختمان مخروبه و قدیمی موجود و اطلاعات محلي درخصوص مکان و موقعيت و قبر مطهر حرم امامزاده (ع)، با همت اهالي روستاهاي جمالو، حيدري و يان چشمه، و پس از يک ماه تلاش شبانه روزي در شرایط آب و هوائي بسيار سرد منطقه و 4 متر مکعب خاکبرداري با دست، قبر مبارک آن حضرت (ع) مشخص و ضمن استفتاء از مراجع عظام تقليد، و اخذ مجوز از سازمان اوقاف و امور خيريه کشور و با انجام عمليات بسيار دقيق کارشناسي و فني، بدون نبش قبر، مزار مطهر از زمين جدا شد و طی مراسمی ( در دی ماه سال 1389 ) با حضور دهها هزار نفر از عزاداران حسيني (ع) و دسته جات سينه زني و زنجيرزني که از نقاط دور و نزديک به اين منطقه آمده بودند، پس از طي مسافت 6 کيلومتري، به محل جديد روستاي جمالو، منتقل شد.

توضیح اینکه؛ در پی احداث سد زاینده رود، زمين ها و املاک روستای جمالو خريداری شد، به طوري كه در طول سال‌هاي 1342 تا 1349 ( سال بهره برداری از سد زاینده رود )، همه ساكنين این روستا املاک خود را به فروش رسانده و روستا خالي از سكنه گردید و پس از آبگیری سد زاینده رود، این منطقه زیر آب رفت. و چون در آن سال ها، تجربه جابجايي قبور امامزادگان (ع) و مؤمنين در استان وجود نداشت، لذا مرقد مطهر امامزاده حارث بن علی (ع) نیز در زیر آب قرار گرفت، لکن در چند سال اخير، به علت فرو نشست چند كيلومتری سطح آب سد زاینده رود ( به دلیل خشکسالی های اخیر )، محل سابق روستای جمالو و بقعه متبرکه امامزاده حارث بن علی (ع) از زير آب بيرون آمده و نمایان شد.  

 

 

اهالي روستاي جمالو، زميني به مساحت 5 هکتار جهت احداث بارگاه مطهر حضرت امامزاده حارث بن علي (ع) اختصاص دادند که در حال حاضر، ساختمان بارگاه و حرم مطهر در دست احداث می باشد.  

*******

حضرت امامزاده سید علی اکبر (ع) معروف به نقی شهید، در شهر نافچ

 باسمه تعالی

بقعه مبارکه « حضرت امامزاده سید علی اکبر (ع) » معروف به « نقی شهید »

در شهر نافچ، از توابع شهرستان شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری  

 

بقعه مبارکه « حضرت امامزاده سید علی اکبر (ع) » معروف به « نقی شهید » در شهر نافچ، از توابع شهرستان شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد.

نسب این امامزاده واجب التعظیم (ع) با چند واسطه به حضرت امام جعفر صادق (ع) می رسد.

نقل شده که در زمان خلافت المطیع لله، بیست و سومین خلیفه عباسی ( که از سال 334 تا 363 هجری قمری در مسند قدرت بود ) و به دستور او، والیان و حاکمانش در سرزمین ایران به تعقیب و قتل آل علی (ع) پرداختند. در آن هنگام امامزاده سید علی اکبر (ع) هم به اتفاق پدر و برادران و جمعی از عموزادگان و یاران خاندان امامت (ع)، از طریق اروند رود به ایران آمده و قصد حرکت به سوی توس ( خراسان ) را داشتند که در مسیر، پس از درگیری و جنگ با مأموران حاکم عباسی، در محل کنونی نافچ، به شهادت رسید و پس از خروج نیروهای حکومت، تعدادی از مؤمنان محل، پیکر مطهر ایشان را در همان مکان شهادت ( در ابتدای ورودی شهر نافچ ) به خاک سپردند.

مرقد مطهر این امامزاده (ع)، سال های متمادی نامعلوم بود، تا این که در زمان تیمور گورکانی ( نخستین پادشاه گورکانی ) کشف و به فرمان او، بقعه ای با سبک و سلیقه مغولی، بر این مزار نورانی ساخته شد که بیش ار 600 سال از احداث آن بقعه می گذرد.

بنای این بقعه در دوره های گوناگون تاریخی رو به خرابی گذاشت و ابتداء در زمان های صفویه و قاجاریه و سپس در ابتدای انقلاب اسلامی مرمت شده و خیرین فعلی هم به بازسازی و تعمیر آن پرداختند.

بنای اصلی بقعه متبرکه از آجر و خشت و گل ساخته شده و در جهت غرب آن تزیینات چوب به چشم می خورد.

به نظر می رسد گنبد و به طور کلی اتاق روضه مرقد مطهر ( به ابعاد 6 در 6 متر )، به جا مانده از بنای اصلی از دوره صفوی باشد.

این بقعه دارای گنبدی بزرگ با مناره های بلند و نمای نوساز و مرمت شده می باشد که به سبکی زیبا و با ادعیه مختلف تزیین گردیده است.

بنای بقعه به شکل مربع و در ابعاد 20 در 20 متر ساخته شده و در مغرب و مشرق دارای ایوان است.

گنبد جدیدی هم به قطر 10 و ارتفاع 12 متر بر روی این بقعه نصب شده است.

حضرت امامزاده سید علی اکبر (ع)، دارای اهمیت و قداست زیادی در نزد مردم شهر نافچ و مناطق همجوار است و پذیرای زائران زیادی از سراسر استان و کشور، به ویژه استان های همجوار می باشد.

شهر نافچ در فاصله 14 کیلومتری شهرکرد؛ مرکز استان چهارمحال و بختیاری، و در فاصله 25 کیلومتری روستای شیخ شبان و آستان مقدس امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) واقع شده است.   

*****

حضرت امامزاده سید محمد (ع) مشهور به سلطان سبزپوش، در غرب شهرکرد

 باسمه تعالی  

بقعه متبرکه « حضرت امامزاده سیّد محمّد ( علیه السلام ) »

مشهور به « سلطان سبزپوش »

( 4 کیلومتری غرب شهر شهرکرد ـ مرکز استان چهارمحال و بختیاری )

  

بارگاه مطهر « حضرت امامزاده سیّد محمّد بن ابی طالب ( علیه السلام ) »، مشهور به « سلطان سبزپوش » یا « سلطان محمد »، در فاصله 4 کیلومتری ناحیه غرب شهرکرد قرار دارد که اطراف این بقعه متبرکه را زمین های کشاورزی مهدیه و اشکفتک احاطه کرده است.

براساس اسناد موجود، نسب شریف این امامزاده واجب التعظیم (ع)، با 8 واسطه ( و به روایتی با 11 واسطه ) به امام چهارم شیعیان؛ حضرت امام سجاد (علیه السلام) منتهی می شود.

گفته می‌شود که وی در سال 382 هجری قمری متولد، و در نیمه نخست قرن پنجم هجری، در این منطقه، وفات یافته و مدفون شده است.  

 

ساختمان بقعه و حرم شریف این امامزاده (ع)، بنا به روایات، یک بار در زمان صفویه و یکبار در سال های اخیر تجدید بنا شده است.

شالوده بنای این بقعه متبرکه از سنگ لاشه، گل، خشت و چوب است و ظاهراً در ابتدا یک چهار طاقی مفرد متعلق به دوره صفویه بوده که در سالیان بعد، شبستان نیز به آن ملحق شده است.

بنای بقعه در چهار جهت، صفه کوتاهی دارد و در هر زاویه یک طاق نما تشکیل شده و سپس بقعه از مربع به دایره مبدل گشته و گنبد عرق چینی به قطر 4 و ارتفاع بیش از 2 متر بر آن استوار شده است.

ضریح چوبی و قدیمی امامزاده (ع) هم دارای کنده کاری های ظریف زیبایی است.

آستان مطهر این امامزاده بزرگوار (ع)، که دارای کرامات زیادی است و مردم منطقه، همواره اعتقاد و ارادت خاصی به ایشان داشته و دارند، هر ساله پذیرای تعداد بیشماری از زائران و گردشگران است.  

 

* بقعه متبرکه حضرت امامزاده سیّد محمّد (ع)، مشهور به « سلطان سبزپوش »، در ناحیه غرب شهرکرد؛ مرکز استان چهارمحال و بختیاری، و در فاصله 35 کیلومتری روستای شیخ شبان و آستان مقدس حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) واقع شده است. 

 *****

پخش زنده ( زیارت از راه دور ) اماکن مذهبی و حرم مطهر اهل بیت (ع)

* پخش زنده و مستقیم ( زیارت از راه دور )
اماکن مذهبی و حرم مطهر اهل بیت (ع) :
 

 ********

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
به نام خداوند بخشاينده مهربان

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ
سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت

وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْىِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ
و مركز رفت و آمد فرشتگان و جاى فرود آمدن وحى و معدن رحمت و گنجينه داران دانش و سرحد نهائى بردبارى

وَ اُصُولَ الْكَرَمِ وَ قادَةَ الاُْمَمِ وَ اَوْلِياَّءَ النِّعَمِ وَ عَناصِرَ الاَْبْرارِ وَ دَعاَّئِمَ الاَْخْيارِ
و اصول و اساس كرم و بزرگوارى، و پيشوايان ملتها و در اختيار دارندگان نعمتها و ريشه و اصول نيكان و استوانه هاى خوبان

وَ ساسَةَ الْعِبادِ وَ اَرْكانَ الْبِلادِ وَ اَبْوابَ الاْيمانِ وَ اُمَناَّءَ الرَّحْمنِ وَ سُلالَةَ النَّبِيّينَ
و زمامداران بندگان و پايه ها و ستون هاى شهرها و بلاد، و درهاى ايمان و امين هاى خداى رحمان و نژاد پيمبران

وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ.
و زبده ( اولاد ) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانيان، و رحمت خدا و بركاتش ( نيز بر آنها باد ).

******  

برای مشاهده و زیارت هر مکان، روی عنوان مربوطه در جدول زیر، کلیک نمایید:  

پخش زنده مسجدالحرام

پخش زنده مسجدالنبی (ص)

پخش زنده حرم امام علی (ع)

پخش زنده مسجد کوفه

پخش زنده حرم امام حسین (ع)

پخش زنده حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع)

پخش زنده حرم ائمه کاظمین (ع)

پخش زنده حرم امام رضا (ع)

پخش زنده حرم حضرت فاطمه معصومه (س)

پخش زنده حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع)


******
زیارت قبول و التماس دعا /
این برادر کوچکتان را هم از دعای خیر خود فراموش نفرمایید.
سید احمد احمدی شیخ شبانی